به قلم مدیر مسئول

نقشِ «مسئولیت‌پذیری اجتماعی» سفیران پاکیزگی

هر بار که فردی زباله‌ای را از زمین برمی‌دارد

مهاباد/بالویز/تحلیل/این مقاله به نقش سفیران پاکیزگی می پردازد ؛ بازخوانی نقشِ «مسئولیت‌پذیری اجتماعی» در توسعه فرهنگ محیط‌زیستی را بیان می کند.

سفیران پاکیزگی فراتر از یک اقدام نمادین هستند؛ چرا رفتارهای داوطلبانه، هشداری هوشمندانه به جامعه بی‌تفاوت است؟

در حالی که بخش بزرگی از جامعه درگیرِ عادتِ نازیبای «تولید پسماند و بی‌تفاوتی نسبت به محیط پیرامون» است، گروهی از شهروندان با کنشگری داوطلبانه و جمع‌آوریِ دستیِ زباله‌ها، نه تنها به پاکسازی شهر می‌پردازند، بلکه با اقدامی نمادین و معنادار، آینه‌ای در برابر بی‌تفاوت‌ها قرار می‌دهند تا نشان دهند که «پاکیزگی»، پیش از آنکه یک وظیفه شهری باشد، یک کنش اخلاقی و نشان‌دهنده احترام به خویشتن است.

نظافت محیط، نخستین شاخصِ تمدن و بلوغ فکری یک جامعه است. با این حال، در هیاهوی زندگی مدرن، کمتر کسی به این نکته توجه دارد که محیط پیرامون ما، امتداد وجودی ماست. در این میان، ظهور «کنشگرانِ پاکیزگی» — کسانی که بی‌ادعا و با مسئولیت‌پذیریِ شخصی اقدام به جمع‌آوری زباله‌های رها شده می‌کنند — نویدبخشِ یک تغییر پارادایم در فرهنگ عمومی است.

رفتار این گروه از افراد، فراتر از یک وظیفه شهروندی است؛ این اقدامات در واقع یک «هشدارِ اخلاقی» محسوب می‌شود. وقتی فردی در مقابل چشم عابران، زباله‌ای را از زمین برمی‌دارد، در واقع با این حرکتِ اعتراضیِ خاموش، به فردی که زباله را رها کرده است، یادآوری می‌کند که محیط، ملک شخصیِ هیچ‌کس نیست. این واکنش، نوعی «دعوت به بازاندیشی» است که فرد خاطی را در برابر آینه قضاوت جمعی قرار می‌دهد. در واقع، این کنشگران با رفتار خود، بی‌تفاوتی دیگران را به چالش می‌کشند و «نزاکتِ اجتماعی» را بازتعریف می‌کنند.

حفظ نظافت محیط پیرامون، مستقیماً با «کرامت انسانی» در ارتباط است.

کسانی که برای پاکیزگی شهر خود تلاش می‌کنند، در وهله اول برای خود و سلامتِ روانیِ خود ارزش قائل‌اند. نگاه این افراد به شهر، نگاهی مالکانه و مشفقانه است؛ آن‌ها شهر را «خانه دوم» نمی‌دانند، بلکه آن را بخشی از حریمِ وجودی خود می‌پندارند.

جامعه‌ای که در آن کنشگرانِ محیط‌زیستی حضور دارند، جامعه‌ای زنده و پویاست. اقدامات نمادین این افراد، سنگ‌بنای شکل‌گیری «سرمایه اجتماعی» است. وقتی این رفتارها تکرار شوند، به تدریج به یک «هنجار» تبدیل خواهند شد. نهایتاً، این کنشگران نه فقط زباله‌ها، بلکه «فرهنگِ بی‌تفاوتی» را از چهره شهر پاک می‌کنند.

در نهایت، باید گفت که پاکیزگی محیط‌زیست، یک پروژه اداری نیست، بلکه یک انتخاب فردی است که در سطوح کلان جامعه خود را نشان می‌دهد. حمایت از این سفیرانِ پاکیزگی و الگوبرداری از رفتارِ آگاهانه‌ی آن‌ها، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای فردایی است که در آن، «بی‌توجهی به محیط» به عنوان یک ناهنجاریِ آشکار، دیگر در جامعه جایی نداشته باشد. هر بار که فردی زباله‌ای را از زمین برمی‌دارد، در حال ساختِ جهانی است که در آن مسئولیت‌پذیری، ارجح بر راحتیِ کاذبِ ناشی از بی‌تفاوتی است.

مهاباد/بالویز/۱۴۰۵/۰۴/۲۵-۰۱:۲۵:۳۹/خبر26032/ پ ۱۶۴۰/