پدیدهای نگرانکننده که آرامآرام ریشههای تفکر انتقادی، عمق هنری و ارزشهای اصیل جامعه را میبلعد؛ نگاهی ریشهشناختی به بحران تنزل سلیقه عمومی.
همانگونه که فرونشست زمین بیسروصدا بناها و زیرساختها را تهدید میکند،فرونشست فرهنگی و هنری نیز به موریانهای تبدیلشده که از درون پایههای فکری و زیباییشناختی جامعه را میتراشد.
این عارضه پنهان، حاصل غلبه کمیت بر کیفیت، سطحنگری و تجاریسازی افراطی فرهنگ است. که زنگ خطری جدی برای متولیان، هنرمندان و اندیشمندان به شمار میرود.
در دهههای اخیر، مفهوم فرهنگ و هنر از جایگاه تعالیبخش و تفکرآفرین خود فاصلهگرفته و به کالایی زودگذر و مصرفی تبدیل شدهاست.
فرونشست فرهنگی و هنری زمانی رخ میدهد که عمقِ اثر هنری جای خود را به جنجال و هیجانِ لحظهای بدهد و ذائقه عمومی جامعه به سمت آثار سطحی، تقلیدی و بیهویت میل کند.
سطحنگری در تولیدات هنری: ارجحیت داشتن گیشه و لایک در شبکههای اجتماعی بر محتوای عمیق و اندیشهورزانه.
تخریب حافظه تاریخی: فاصلهگرفتن نسل جوان از ادبیات اصیل، هنرهای ریشهدار و تفکر انتقادی.
کالایی شدن فرهنگ: تبدیلشدن هنر به ابزاری صرفاً تجاری برای سودآوری سریع بدون در نظر گرفتن رسالت اجتماعی آن.
چرا جامعه به این نقطه از انفعال و فرونشست رسیده است؟ بررسی این مسئله نشان میدهد که ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی در شکلگیری این پدیده نقش دارند:
تسخیر فضا توسط الگوریتمها و محتوای زرد: سرعت بالای تولید محتوا در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، فرصتی برای تفکر و تأمل باقی نگذاشته است. مخاطب بمبارانِ اطلاعاتِ سطحی میشود و تحمل خواندن متون عمیق یا دیدن آثار هنری پیچیده را از دست میدهد.
ضعف در سیاستگذاریهای فرهنگی: فقدان حمایتهای هدفمند از هنرمندان اصیل و مستقل، راه را برای ظهور آثار سفارشی یا کاملاً تجاری و بیمحتوا هموار کرده است.
کیفیت نظام آموزشی: غفلت از آموزش هنر، فلسفه و تفکر انتقادی در مدارس و دانشگاهها، نسلی را پرورشداده که ارتباط کمتری با لایههای عمیق فرهنگ و هنر دارد.
وقتی هنر و فرهنگ کارکرد پالایشگرانه و آگاهیبخش خود را از دست بدهند، جامعه دچار بحران هویت، بیتفاوتی عمومی و ضعف در گفتوگوی سازنده میشود. در چنین فضایی، هیجان جایگزین استدلال و هیاهو جایگزین هنر اصیل میگردد.
برای متوقف کردن روند فرونشست فرهنگی و هنری، نیازمند یک عزم ملی و عمومی هستیم. بازگشت به اصالت، نیازمند راهبردهای زیر است:
احیای نقش آموزش: دروس هنری، ادبیات کلاسیک و فلسفه به سبد مطالعاتی جامعه از سنین پایه.
حمایت از هنر مستقل و متعهد: ایجاد بستر برای دیدهشدن هنرمندانی که به دنبال خلق اثر ماندگار هستند، نه جلب توجه آنی.
ارتقای سواد فرهنگی و رسانهای: توانمندسازی مخاطبان برای تشخیص آثار اصیل از محصولات سطحی و زرد.
فرونشست فرهنگی، سرنوشتی محتوم نیست، بلکه هشدار جدی است تا پیش از فروپاشی کاملِ بنیانهای معنوی، به بازخوانی مسیر طیشده بپردازیم و ارزشهای اصیل را به جایگاه واقعیشان بازگردانیم.
رحیم بایزیدی” مدیر مسئول”
مهاباد/بالویز/۱۴۰۵/۰۷/۲۱-۰۰:۱۶:۴۸/خبر26606/ س1773/
آیا هنرمندان منتخب واقعاً نمایندهای از جامعه هنری شهرستان مهاباد هستند
کتاب ها در راستای ترویج فرهنگ مطالعه در اختیار اعضا قرار میگیرد
در پایان این مراسم از با اهدای لوح تقدیر و تندیس از برگزیدگان تجلیل به عمل می آید.
یکی آگاه سازي جامعه در حوزه آسيبهاي اجتماعي و دیگری توانمند كردن گروه هاي هدف.
Δ