مکانیسم ماشه در روابط بینالملل به سازوکاری اشاره دارد که به موجب آن، در صورت نقض توافقات یا شرایط مشخص، اقداماتی خودکار و فوری از سوی کشورها یا سازمانهای بینالمللی به اجرا درمیآید.
به قلم مدیر مسئول (رحیم بایزیدی)
مکانیسم ماشه (Snapback): تاریخچه، چالشها و تأثیر آن بر روابط بینالملل
مقدمه: شمشیر دو لبهی دیپلماسی بینالملل
در دنیای پیچیده و متغیر روابط بینالملل، جایی که اعتماد به نازکی تار عنکبوت است و تعهدات بینالدول میتواند با چالشهای بیشماری روبرو شود، ابزارهای مختلفی برای تضمین پایبندی به توافقنامهها و معاهدات پدید آمدهاند. یکی از این ابزارها که در دهههای اخیر به طور فزایندهای اهمیت یافته و بحثبرانگیز شده، «مکانیسم ماشه» یا Snapback Mechanism است. این مکانیسم، که به عنوان شمشیر دو لبهای در دست دیپلماتها عمل میکند، پتانسیل بالایی برای هم تضمین اجرا و هم تخریب توافقات دارد.
در این یادداشت، به بررسی ریشههای تاریخی، چگونگی تکامل و تأثیرات عمیق آن بر پویاییهای بینالمللی خواهیم پرداخت.
اگرچه اصطلاح “مکانیسم ماشه” به معنای امروزی آن، با توافقات هستهای و تحریمها گره خورده است، اما ایده اصلی آن، یعنی بازگشت خودکار به وضعیت پیشین در صورت نقض یک تعهد، سابقهای طولانی در حقوق و روابط بینالملل دارد. در گذشته، این مفهوم به شکل بندهای فسخ، شروط تعلیقی یا حتی واکنشهای متقابل به نقض معاهدات وجود داشته است. با این حال، استفاده برجسته و تعریف مشخص آن به عنوان یک سازوکار الزامآور، عمدتاً در قرن بیست و یکم و در بستر توافقات حساس، به ویژه در زمینه عدم اشاعه هستهای، شکل گرفت.
هدف اصلی از طراحی مکانیسم ماشه، ایجاد یک اهرم فشار قدرتمند و بازدارنده است. این مکانیسم به طرفین یک توافق، خصوصاً آنهایی که منافع حیاتی در گرو اجرای صحیح آن دارند، این امکان را میدهد که در صورت نقض تعهدات توسط طرف مقابل، بدون نیاز به مذاکرات طولانی، رأیگیریهای پیچیده یا رویههای بوروکراتیک، تحریمها یا محدودیتهای قبلی را به صورت خودکار و سریع بازگردانند. این ویژگی “خودکار بودن” و “سریعالاجرا بودن” وجه تمایز اصلی آن با سایر بندهای فسخ یا اقدامات تلافیجویانه است.
نمونه بارز و جنجالی کاربرد مکانیسم ماشه، بیشک در توافق هستهای ایران (برجام) تجلی یافت. در این توافق، سازوکاری طراحی شدهبود که به موجب آن، هر یک از اعضای گروه ۱+۵ (یا در مواردی خاص، هر یک از طرفین توافق) میتوانست در صورت مشاهده نقض تعهدات از سوی ایران، موضوع را به کمیسیون مشترک و سپس شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد. نکته کلیدی این بود که حتی در صورت وتوی احتمالی توسط یکی از اعضا، تحریمهای بینالمللی شورای امنیت به صورت خودکار باز میگشتند، مگر اینکه شورای امنیت به اتفاق آرا به لغو آن رأی میداد.
این ویژگی، در عین حال که قدرت اجرایی توافق را افزایش میداد، زمینه ساز اختلافات عمیقی نیز شد. خروج ایالات متحده از برجام در سال ۲۰۱۸ و تلاش متعاقب آن برای فعالکردن مکانیسم ماشه، با وجود اینکه خود از توافق خارج شدهبود، به بحرانی بزرگ در روابط بینالملل تبدیل شد. این اقدام، مشروعیت و کارکرد مکانیسم ماشه را به چالش کشید و سوالات جدی درباره ماهیت “حق” فعالسازی آن توسط یک کشور خارجشده از توافق، ایجاد کرد.
تأثیر بر روابط بینالملل: تشدید تنش یا تضمین پایبندی؟
جنبه مثبت (تضمین و بازدارندگی): این مکانیسم به عنوان یک ابزار قدرتمند بازدارنده عمل میکند. طرفین یک توافق میدانند که نقض تعهداتشان میتواند عواقب فوری و سنگینی داشته باشد و این امر میتواند به تقویت پایبندی و جلوگیری از تخلف کمک کند. در توافقات حیاتی مانند عدم اشاعه، این ویژگی میتواند عاملی مهم در حفظ ثبات باشد. جنبه منفی (تشدید تنش و یکجانبهگرایی): همانطور که در تجربه برجام مشاهده شد، این مکانیسم میتواند به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی یکجانبه تبدیل شود، حتی اگر منجر به نقض اصول چندجانبهگرایی و تضعیف نهادهای بینالمللی مانند شورای امنیت شود. این رویکرد، اعتماد متقابل میان کشورها را از بینبرده، فضای دیپلماتیک را مسموم کرده و میتواند منجر به بحرانهای جدی شود. فعال شدن مکانیسم ماشه، به جای حل و فصل دیپلماتیک، میتواند راه را برای تشدید منازعات هموار سازد.
چالشها و انتقادات
ابهام در مشروعیت: آیا یک کشور میتواند پس از خروج از یک توافق، همچنان از حقوق ناشی از آن برای فعال کردن مکانیزم استفاده کند؟ تقویت یکجانبهگرایی: این مکانیسم میتواند به جای تقویت همکاریهای چندجانبه، به ابزاری در دست قدرتهای بزرگ برای تحمیل اراده خود تبدیل شود. افزایش بیاعتمادی: تهدید دائمی به فعالسازی ماشه، به جای ایجاد اعتماد، میتواند به بیاعتمادی و مقاومت در برابر تعهدات منجر شود. مخاطرات سیاسی: فعال شدن آن، به جای حل مشکل، میتواند بحران سیاسی را عمیقتر کرده و فرصتهای دیپلماتیک را از بین ببرد.
آینده مکانیسم ماشه در دیپلماسی جهانی
مکانیسم ماشه، به عنوان یک ابزار مدرن در حقوق بینالملل، هم پتانسیل ایجاد پایداری و هم خطر برهمزدن آن را در خود دارد. آینده آن در گرو چگونگی استفاده و تفسیر آن توسط بازیگران بینالمللی است. آیا این مکانیسم میتواند با مکانیزمهای عادلانهتر و شفافتر اصلاح شود تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری شود؟ یا همچنان به عنوان نمادی از ضعف اعتماد بینالمللی و ابزاری برای اعمال قدرت یکجانبه باقی خواهد ماند؟ پاسخ به این سوالات، تأثیر عمیقی بر شکلگیری توافقات آتی و چشمانداز روابط بینالملل خواهد داشت. موفقیت دیپلماسی در گرویافتن تعادلی میان ضمانت اجراهای قدرتمند و حفظ اصول اعتماد، همکاری و چندجانبهگرایی است.
مهاباد/بالویز/۱۴۰۴/۰۶/۰۸-۰۰:۴۵:۲۸/کدخبر۲۳۹۱۹/ ش ۱۰۶۷/
حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات ایران و آمریکا
سیاست «چرخش به شرق»
خوابهای سلطهجویانه غرب برای ایران تنها یک توهم است
یک گام مهم در جهت برقراری صلح پایدار در منطقه
Δ